۱۲۰

من اینجا تو این شهر اینقدر تنها شدم که وقتی اون خانواده ی ایران سال اول واسه یه پروژه از اون کشوری که رفته بودن برگشتن باز اینجا و من خیال می کردم واسه یه مدت زیاد اومدن قبول کردم باز باهاشون تعامل داشته باشیم! ( سال اول به خاطرشون خیلی منو رنجوند)

اما خدا را شکر نموندند

الان این خانواده ایرانی ای که اومدن از یه کشور دیگه و شهر شلوغ اومدن اینجا ولی اخلاقای خیلی بدی دارند

ما چون می خواستیم جاهای مختلف این شهر را نشونشون بدیم و هم اینکه اونا هنوز ماشین نخریده بودن تقریبا چند آخر هفته پشت سر هم بهشون پیشنهاد گردش دادیم و.

هر ایونت و مراسم خاصی هم بود براشون پیام میدادیم و.

یه شبم دعوتشون کردیم شام خونمون و هر چی تو چنته داشتیم واسشون ریختیم در طبق اخلاص!!!

بعد هم من خانومه را دعوت کردم باهام بیاد کلاس ورزش و اونم اومد و.

اونا هم شب یلدا ما را دعوت کردند خونشون

post 104 اما شوهر خانومه حرف هایی میزد و سوالایی ازمون میکرد  که ریششو من تو حرف هایی دیدم که تو مسیر کلاس ورزش با خانومه میزنم و خانومه هیچی نمیگه .

قسمت حرص درآر ماجرا اینه که او طبق معمول در عالم بالا سیر میکنه و .باید حتما واسش توضیح بدی باهات چه رفتاری شده

روابط اجباری حرص درآر و در عین حال رشد آوره.

friends cartoon에 대한 이미지 검색결과

 

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین ارسال ها

عکس آقای خامنه ای

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

مصطفی نجم آبادی - روانشناس قزوین کتابخانه یاس آنلاین معماری داخلی ساختمان,مبلمان اداری مدرن.دکوراسیون داخلی دفتر کار فروشگاه هیبانا بهترين مطالب اينترنت شناسایی معتبر ها BTS: My life forever سالن زيبايي صورتک بلاگ سایت گالری پرتو www.galleryparto.com